اقدام دولت علیاف برای کشف حجاب اجباری زنان و دختران جمهوری آذربایجان، سوالهای متعددی ایجاد کرده است. از جمله اینکه: هدف از این طرح چیست، چرا باکو اکنون زمان را مناسب دید، آیا چنین اقدامی مسبوق به سابقه است، چه جریان در پشتپرده بوده و این طرح را تحمیل کرده است. اینها سوالاتی هستند که در این یادداشت به آن پاسخ داده میشود.
اقدام دولت و وزارت تحصیل جمهوری آذربایجان در جلوگیری از حضور دانش آموزان و معلمان محجبه برای حضور در مدارس و مکلف کردن آنها به انتخاب میان حجاب یا تحصیل – کار، در کشوری که بیش از 97 درصد جمعیت آن را مسلمانان تشکیل می دهند، ابعاد جدیدی از راهبرد سه دهه ای باکو برای استحاله تشیع و شعائر اسلامی در این کشور را آشکار ساخت. محروم شدن دانش آموزان و معلمان محجبه از حضور در مدرسه، موجی از اعتراضها در داخل و واکنشهای خارجی را ایجاد کرده است که دولت باکو تلاش دارد با امنیتی کردن فضا، فرافکنی بحران، انگ زنی به دانش آموزان، قطع اینترنت و شبکههای اجتماعی، درخواست حمایت امنیتی از رژیم اسرائیل و …، مانع از تبدیل اعتراضات به خیزش عمومی در این کشور گردد.در این خصوص هشت نکته تبیینی قابل طرح است:
1. دورههای حجابستیزی توسط دولت باکو
حجاب ستیزی در جمهوری آذربایجان پس از استقلال این کشور را می توان به دو دوره تقسیم کرد: دوره اول، مربوط به روی کار آمدن الهام علیاف در سال 2003 بود که منجر به تصویب باصطلاح قوانینی بهمنظور ممنوعیت یا محدود کردن شعائر اسلامی شد. از جمله ممنوعیت برگزاری مراسمهای محرم و کلاسهای قرآن در خارج از مساجد، ممنوعیت صدور اسناد دولتی برای بانوان محجبه، ممنوعیت اشتغال یا نمایندگی طلبههای تحصیل کرده در خارج، ممنوعیت نصب پرچمهای حسینی در درب منازل و موضوعاتی از این قبیل. در سال 2009 وزارت تحصیل جمهوری آذربایجان ممنوعیتهایی برای ورود دانش آموزان محجبه ایجاد کرد که منجر به شکل گیری نهضت حجاب در جمهوری آذربایجان و برگزاری یکی از بزرگترین تظاهراتها در مقابل وزارت تحصیل این کشور گردید که با خشونت بیسابقه پلیس علیه بانوان محجبه مواجه شد. این فرایند تا جنگ دوم قرهباغ 2020 ادامه داشت و پس از آن دوره دوم حجاب ستیزی آغاز گردید.
2. راهبردهای باکو برای تضعیف حجاب و تشیع
دولت جمهوری آذربایجان در آن مقطع علیرغم اغماض در اجرای دستور العمل، برای ریشه کردن کردن حجاب و شعائر اسلامی در این کشور سه راهبرد را در پیش گرفت: 1. بازداشت گسترده فعالان و روحانیون شیعی و روسای احزاب و تشکل اسلامی و یا تضعیف و حذف چهرههای ذینفوذ مذهبی، که منجر به بازداشت رهبران حزب اسلامی، جنش اتحاد مسلمانان آذربایجان و صدور احکام حبس طویل المدت برای آنها گردید. 2. افزایش اختیارات کمیته دولتی امور دینی برای تضعیف تشیع. 3. همکاری مشترک با رژیم صهیونی برای از بین بردن فضای دینی ناشی از نهضت حجاب در این کشور که این همکاری در برگزاری مسابقه موسیقی مبتذل یوروویژن در این کشور در می 2012 / 1391 نمود پیدا کرد.
3. تعریف تشیع بهعنوان تهدید توسط راهبرد اسرائیلیِ باکو
علیرغم اینکه مردم جمهوری آذربایجان که در طول تاریخ به عنوان یک نژاد ایرانی، پرچمدار تشیع در این کشور بودند و هفتاد سال دین ستیزی کمونیسم نتوانست شعائر اسلامی را در بادکوبه و دیگر شهرها از بین ببرد، اما دولت باکو بواسطه عقد راهبردی با صهیونیسم، تشیع را بزرگترین تهدید علیه این کشور می داند. نمود این پیوند را میتوان در ستیز این کشور با مناسبتهای شیعی در محرم، غدیر و نیمه شعبان دید.
4. چرا علیاف زمان فعلی را برای حجابستیزی مناسب دید؟
دولت باکو به دلایل ذیل، مقطع کنونی را مساعدترین شرایط برای اجرای دوره دوم حجاب ستیزی در این کشور میداند؛ اگرچه تحولات روزهای اخیر اشتباه محاسباتی آن را آشکار ساخته است:
1. در سایه پیوند حاکمیت باکو با صهیونیسم بهویژه پس از نصب مجسمه ماسونی ابلیسک (نماد شیطان) در خیابان استقلال باکو با حضور الهام علیاف در خرداد 1391، یکی از گستردهترین پروژه استحاله هویتی و فرهنگی در این کشور با محوریت تبلیغ صهیونیسم، ماسونیسم، بهائیت، و تضعیف بنیان خانواده در این کشور اجرا شده است که هدف آن دور کردن جوانان آذربایجانی از ارزشهای مذهبی و ملی اصیل این کشور بوده است.
2. جمهوری آذربایجان در حال حاضر گاز شانزده کشور اروپایی را با درصدهای متفاوت تامین می کند و پس از جنگ اوکراین و نبرد انرژی در تنگههای هرمز و باب المندب، وابستگی اروپا به گاز جمهوری آذربایجان افزایش بافته است. باکو اطمینان دارد که سرکوبهای حقوق بشری دیگر مانند گذشته توسط اروپا محکوم نخواهد شد و حضور دولت ترامپ نیز از این منظر فراغ بال لازم را به دولت باکو می دهد.
3. سکوت آمریکا و اروپا در مقابل سرکوب مخالفان، حتی مخالفان غربگرا مانند حبس علی کریملی، رهبر جبهه خلق بزرگترین اپوزیسیون جمهوری آذربایجان و همچنین بازداشت مدافعان حقوق بشر یا اجبار آنها به سکوت غرب در قبال سرکوب شدیدِ اقلیتهای قومی از جمله تالشان و اخراج ارامنه از قرهباغ/آرتساخ، دولت باکو را به این نتیجه رسانده است که تضییع حقوق مذهبی اکثریت مردم این کشور، هزینهای برای حاکمیت نخواهد داشت.
4. ارسال مکرر پالسهای انفعال از سوی ایران به جمهوری آذربایجان در قالب دیپلماسی تولد و خویشاوندی – که نمود آن سفر یک مقام ایرانی به باکو در اوج سرکوب دانش آموزان محجبه است- و حاکم شدن موازنه معکوس «خصومت بیشتر از سوی باکو و التماس عمیقتر از سوی برخی از محافل در ایران»، دولت جمهوری آذربایجان را به این جمع بندی رساند که مانند قشونکشی سال 1394 به نارداران (یکی از مراکز تاریخی تشیع در این کشور)، تشدید تشیع ستیزی در این کشور، خطری را متوجه حاکمیت خود نخواهد کرد.
5. غرور کاذب جنگ قرهباغ و توهم قدرت مطلق علیاف
دولت باکو در نخوت کاذب ناشی از جنگ دوم قرهباغ و پیروزی نمایشی (جابجایی صهیونیسم با ارامنه در قرهباغ و اطراف آن) که در قالب یک پروژه ساکسونی – صهیونی بدون یک جنگ واقعی ایجاد شد، بر این باور است که هیچ مانعی در داخل و خارج برای پیگیری سیاستهایی که منتفع بزرگ آن صهیونیسم است، ندارد. کنایه غیر مستقیم الهام علیاف به اردوغان مبنی بر اینکه «بینی خود را وارد امور ما نکنند»، نشان میدهد که باکو به دلیل اطمینان از نتایج سیاست اسرائیل پرستی، حتی حرمت دوستان اعلامی خود را هم ندارد و در مسابقه با آنکارا برای همکاری با رژیم اسرائیل علیه منافع جهان اسلام و محور مقاومت، تلاش دارد فاصله خود با آنکارا را بیشتر نماید. با وجود این، آنچه حاکمیت باکو در خصوص آن محاسبه نکرده است فطرت انسانی میباشد که حاضر به لگدمال شدن ارزشهای الهی و کرامت ذاتی انسانی نیست. همین موضوع است که علیرغم تبلیغ شبانه روزی ابتذال در این کشور، حتی دانش آموزان غیرمحجبه نیز با حضور در تظاهرات بر حقوق همکلاسیهای محجبه خود تاکید میکنند و خیابانهای استانبول و برخی از شهرهای ترکیه نه به درخواست دولت اردوغانِ همسو با علیاف، بلکه خودجوش تظاهرات حمایت از دانش آموزان محجبه آذربایجانی به راه انداخته اند.
6. نقض حقوق بشر با کشف حجاب اجباری
محروم کردن دانش آموزان از حق تحصیل و معلمان از حق شغل به بهانه دستورالعمل پوشش و اجرای اصول لائیسم، نقض اصول بنیادین منشور بین المللی حقوق بشر است. باکو با این اقدام مستمر، اصول مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاقین 1996 و کنوانسیون رفع همه اشکال تبعیض علیه زنان را در شش بُعد حق آموزش، حق آزادی دین و عقیده، اصل عدم تبعیض، حق کار و اشتغال، حق بر حریم خصوصی و آزادی بیان و اصل رعایت تناسب و ضرورت در اعمال محدودیت حقوقی را به صورت فاحش نقض کرده است و از این منظر با واکنش شورای حقوق بشر و دیگر سازوکارهای عرفی و معاهده ای حقوق بشر مواجه خواهد شد.
7. یهودیها آزادند اما مسلمانان سرکوب میشوند
استناد جمهوری آذربایجان برای جلوگیری از ورود دانش آموزان محجبه به مدارس به اصول لائیسم در شرایطی صورت میگیرد که در بسیاری از کشورها که اکثریت مسلمان ندارند و در اجرای اصول لائیسم پیشرو میباشند، ممنوعیتی برای حضور محجبهها در مدارس وجود ندارد. از سوی دیگر، جمهوری آذربایجان میزبان بزرگترین مراکز باصطلاح آموزشی و فرهنگی یهودیان در اروپا یعنی مرکز «خاباد اُر آونر» است که در این مرکز و دیگر مراکز یهودی، دانش آموزش با البسه و کلاه مذهبی خود حاضر می شوند و هیچ منعی برای حضور آنها وجود ندارد؛ کما اینکه گروههای تبشیری مسیحی نیز میتینگهای تبلیغی با نمادهای مذهبی در خیابان های باکو به راه می اندازند. از اینرو میتوان گفت که در سایه پیوند دولت باکو با صهیونیسم، اکثریت جمعیت جمهوری آذربایجان یعنی مسلمانان به لحاظ حقوقی به «اقلیت معکوس» تبدیل شدهاند یعنی گروهی که اگرچه به لحاظ عددی اکثریت هستند؛ اما به لحاظ حقوقی، از حداقل حقوق اقلیتها هم برخوردار نیستند.
8. ترکیه ورود کرده است، آذربایجان، ایران را متهم میکند
راهبرد باکو برای شیعه ستیزی در این کشور، انتساب خواستههای مذهبی مشروع مردم این کشور به تحریکات ادعایی از ایران است. به همین دلیل نیز علیرغم اینکه شهرهای ترکیه مملو از تظاهرات حمایت از محجبههای جمهوری آذربایجان و حملات رسانهای تحقیر آمیز به شخص الهام علی اف است، رسانههای دولتی باکو تمایل دارد که همچنان ایران را که در قالب دیپلماسی تولد و خویشاوندی، هیچ واکنشی به تحولات کنونی باکو ندارد، متهم نمایند. این در شرایطی است که به گواه هفتاد سال مقاومت مردم جمهوری آذربایجان در برابر دین ستیزی استالینها، صیانت مردم آران از تشیع ارتباطی با ایران ندارد، اگرچه این موضوع مانع از این نیست که مردم ایران بهویژه در مناطق آذری نشین در راستای رسالت تاریخی خود و بر مبنای این اصل که حمایت از ارزشهای حقوق بشری و مذهبی مرز نمیشناسد، از صدای حق خواهی مردم جمهوری آذربایجان با قاطعیت دفاع کنند؛ چرا که چنین دفاعی، بهمنزله پاسداشت شایسته اشتراکات تاریخی، دینی و خویشاوندی مردم دو کشور است.
دکتر احمد کاظمی، پژوهشگر ارشد حوزه اوراسیا
مدیر مسئول: میلاد مانوسیان
خبرنگار: آرمین حضرتی
منبع: خبرگزاری فارس