اظهارات اخیر مارکو روبیو وزیر امور خارجه ایالات متحده را باید به منزله بیرون زدن دم خروس رویکردی ضدایرانی دانست که از مدتها قبل توسط هالیوود در قبال ایران دنبال شده است.
اظهارات اخیر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده در سخنرانی آتن که با تحریف تاریخ و توهین به میراث چندهزارساله کشورمان همراه بود، واکنشهای بسیاری را برانگیخت. روبیو مدعی شد که «سال ۴۸۰ پیش از میلاد، سپاهیان خشایارشا به آتن رسیدند و زیارتگاههای این شهر را به آتش کشیدند. در آن زمان، بیشتر مردم آتن با کشتی به جزیرهای نزدیک گریخته بودند؛ اما عدهای اندک حاضر نشدند خانه خود را ترک کنند. بنابراین، در دژ سنگی آکروپولیس سنگر گرفتند تا آخرین مقاومت شگفتانگیز خود را انجام دهند. آنها سنگهای عظیمی را از فراز صخرهها بر سر مهاجمان ایرانی فرو میریختند و برای چندین روز، بزرگترین امپراتوری آن عصر را پشت دروازهها نگه داشتند.»در همین حال، تورج دریایی، مورخ، استاد دانشگاه کالیفرنیا و سرویراستار دانشنامه ایرانیکا در پاسخ به دروغپردازیهای روبیو نوشت: «خشایارشا آتن را بهعنوان مجازاتِ سوزاندن سارد، مرکز ساتراپی هخامنشیان در سال ۴۹۸ پیش از میلاد، به آتش کشید؛ اقدامی که یونانیان ایونیه انجام داده بودند. در ۲۰۰ سال گذشته، این «غرب» – بریتانیا، روسیه و ایالات متحده – بودهاند که به «شرق» حمله کرده، آن را غارت کرده و در آن حضور نظامی داشتهاند.»
اما اظهارات اخیر روبیو را باید به منزله بیرون زدن دم خروس رویکرد ضدایرانی هالیوود دانست. رویکردی که در امتداد الگوی آشنایی از مخاصمه تفسیر میشود که طی دههها به صنعت سرگرمی آمریکا و آثار فیلمسازان هالیوودی جهت داده است. این الگو سال 2007 بهواسطه تولید فیلم ضدایرانی «۳۰۰» وارد فاز تازهای شد. «۳۰۰» که تاریخ و تمدن شکوهمند ایران را دستمایه دروغپردازی و اتهامات کاریکاتوری خود قرار داده بود، خشایارشاه را پادشاهی زنباره و سربازان ایرانی را موجوداتی دیوصفت، خونخوار، وحشی و غارتگر به تصویر کشید. تحریف و توهین این فیلم نسبت به تاریخ و تمدن ایران، تا حدی بود که علاوه بر اعتراض شدید ایرانیها، انتقاد غیرایرانیها را هم برانگیخت.در همان مقطع، «ساراندوس کارگاگوس»، نویسنده و مورخ یونانی، در اظهارنظری ساخت «۳۰۰» را بیارتباط با حقایق تاریخی و مصداق توهین به تمدن ایران و یونان دانست و تصریح کرد: «فیلم هالیوودی 300 هیچ ربطی به حقایق تاریخی ندارد. در این فیلم هم به ملت متمدن ایران و هم به فرهنگ و تاریخ یونان توهین شده و این امر نشاندهنده عزم هالیوود برای وارونه جلوه دادن حقایق تاریخی و تخریب فرهنگ غنی ملتهای بزرگ است.»
فیلم سینمایی «آرگو» محصول 2012 نمونه دیگری از تلاش ماشین فیلمسازی هالیوود در مسیر روایتپردازیهای صحنهآراییشده و دروغین علیه ایران است. فیلمی که روایتی هالیوودی از ماجرای تسخیر لانه جاسوسی آمریکا به دست دانشجویان انقلابی و فرار 6 دیپلمات آمریکایی از ایران ارائه میدهد و داستان آن جزو اطلاعات طبقهبندی شده آمریکا بود اما سال 1997 توسط کلینتون از رده طبقهبندی سری خارج شد. «آرگو» نیز همچون اسلاف خود، سرشار از دروغ و تحریفهای آشکار تاریخی در نسبت ایران و ایرانیان بود و تصویری بیپرده از معارضه جدی آمریکا با فرهنگ و تمدن ایرانی ارائه میداد. در همی حال، صغر فرهادی فیلمساز مطرح کشورمان نیز چندی قبل ضمن انتقاد از سلطه آمریکا بر روایتهای مربوط به کشورهای دیگر، تصریح کرد: «آمریکاییها فکر میکنند بالا هستند و دیگران باید مثل آنها باشند. هالیوود نباید منبعی قابل اتکا برای ارائه تصویری دقیق از فرهنگها و جوامع دیگر تلقی شود. فیلمهایی مثل «آرگو» عمیق نیستند و با هدف کسب درآمد ساخته میشوند. اصلا چرا یک آمریکایی به کوبا یا ایران میرود تا مردم را نجات دهد؟ مردم میتوانند خودشان را نجات دهند. چه کسی از شما خواسته بیایید و ما را نجات دهید؟!»
در لایه تحلیل مسئله باید گفت که اظهارات اخیر مارکو روبیو نشان میدهد که سیاستمداران آمریکایی، خود نیز تحت تاثیر دروغهای گوبلزی قرار گرفتهاند که ماشین فیلمسازیشان در هالیوود مستمرا به خورد افکار عمومی جهان میدهد. ساخت آثاری مانند «۳۰۰»، «آرگو»، «الکساندر»، «بدون دخترم هرگز»، «سنگسار ثریا»، «روبوکاپ»، «پرسپولیس»، «میجر»، «هوملند»، «تاپگان» و یک دو جین فیلم دیگر که نام بردن از آنها حکایت مثنوی هفتاد من کاغذ است، بخشی از کلانپروژه هالیوود را شکل میدهد که هر یک، قطعات پازل نزاع تمدنی ایالات متحده با ایران را کامل میکنند و جملگی حامل پیام واحدیاند که دولت تروریست آمریکا میخواهد به افکار عمومی دنیا حقنه کند. در این پیام، تصویر ایران بهمثابه تهدیدی دائمی بازتولید میشود که باید همواره در مقابل آن لشکرکشی کرد و زمینههای خصومت ساختاری ایالات متحده با فرهنگ و تمدن ایرانی، مورد تاکید و انگارهسازی قرار میگیرد. خاستگاه این گفتمان متخاصمانه که حالا از سطح سینما و رسانه به ادبیات سیاسی مقامات دولت تروریست ایالات متحده آمریکا رسیده و به شکلی صریح و علنی ابراز میشود، برخلاف آنچه غربگرایان داخلی همواره سعی در القای آن داشتهاند، هرگز به انقلاب دوم و تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در سال 1358 بازنمیگردد. چه اینکه توطئههایی از جنس کودتای 28 مرداد 1332 که توسط آمریکا و انگلیس طراحی شد، در کنار تصویب لوایح ننگینی چون کاپیتولاسیون که پیش از وقوع انقلاب اسلامی حادث شدند، جملگی گواهی روشن بر صحت این گزارهاند که دولت تروریست آمریکا و اذناب آن نه فقط در سالهای پس از انقلاب بلکه پیش از آن نیز از هیچ فرصتی برای عداوت و کینهتوزی علیه ایران و ایرانیان، چشمپوشی نکردهاند.
در همین راستا حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای (ره) رهبر شهید انقلاب اسلامی، آبان 1401 در جریان دیدار با جمعی از دانشآموزان، بر این گزاره صحه گذاشته و در تبیین ریشه دشمنی آمریکا با ملت ایران، میفرمایند: «آمریکاییها در اظهاراتشان، در تبلیغاتشان، در مصاحبههایشان، در مصاحبهای که با خود من کردند در سفر نیویورک در زمان ریاست جمهوری، سرآغاز چالش میان ملّت ایران و آمریکا معرّفی میکنند؛ میگویند علّت اینکه آمریکاییها در مقابل ملّت ایران ایستادند، حرکتی بود که شما در سفارت انجام دادید؛ یعنی حمله کردید به سفارت ما، بین ما اختلاف به وجود آمد، دعوا شد، دشمنی شد. دروغ میگویند؛ مسئله این نیست…»
مدیر مسئول: میلاد مانوسیان
خبرنگار: آرمین حضرتی
منبع: خبرگزاری فارس